X
تبلیغات
آرامش روح و روان

آرامش روح و روان

روانشناسی وآرامش روح وروان - خوشبختی تنهاپیشنهادخداوندبه انسان بود

نقش ایمان دینی در بهداشت روانی و ناراحتی های روحی و روانی

آیا ایمان دینی در بهداشت روانی و ناراحتی های روحی و روانی آدمی مؤثر است یا خیر؟

  از نظر روانشناختى دین کارکردها و ثمرات بسیارى براى انسان دارد. در میان دانش‏هاى جدید هیچ یک مانند روانشناختى نقاب از رازهاى شگفت دین و دیندارى برنکشیده و لزوم اجتناب‏ناپذیر آن را به طور ملموس روشن نساخته است. پاره‏اى از کارکردهاى دین و دین ورزى در این عرصه عبارتند از:

1. معنا بخشیدن به حیات(13)
از مهم‏ترین کارکردهاى اساسى دین تبیین معناى زندگى است. هر انسانى از خود مى‏پرسد که این زندگى براى چیست؟ درد و رنج و مرگ و میرها چه معنا دارد؟ و در مجموع آیا جهان ارزش زیستن دارد یا نه؟ یافتن پاسخى صحیح در برابر این پرسش‏هاى بنیادین زندگى‏ساز است و ناکامى در برابر آن زندگى سوز. دین با تبیین جاودانگى، حکمت و هدفمندى هستى و جهت گیرى رو به خیر و کمال و تعالى آن، در پرتو تدبیر خداوند حکیم و رحمان و رحیم، خرد پذیرترین و دلپسندترین معنا از حیات انسان و جهان را به دست مى‏دهد. کارل یوستاویونگ(14) در اهمیت این مسأله مى‏نویسد: »در میان همه بیمارانى که در نیمه دوم حیاتم با آنها مواجه بوده‏ام، یکى هم نبوده که مشکلش در آخرین وهله، چیزى جز مشکل یافتن یک نگرش نسبت به حیات باشد. با اطمینان مى‏توان گفت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 18:10  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

آرامش روح و روان

آرامش روح و روان


اولین پیوند و ارتباط با معصومین،پیوند عاطفی با آنان است .مقصود از پیوند عاطفی ،دوست داشتن و عشق ورزیدن به آنان است همان محبتی که در آیات قرآن نسبت به آن تاکید شده است.


آرامش دل

قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَیٰ — وَمَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا غڑ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ

این است چیزی که خدا آن را به بندگانش که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند مژده می‌دهد . بگو : از شما [در برابر ابلاغ رسالتم] هیچ پاداشی جز مودّت نزدیکانم را [که بنابر روایات معتبر اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند] نمی‌خواهم . و هر کس کار نیکی کند ، بر نیکی‌اش می‌افزاییم ؛ یقیناً خدا بسیار آمرزنده و بخشنده پاداش فراوان در برابر عمل اندک است(شورا/23)ابن عباس می‌گوید هنگام نزول این آیه از پیامبر پرسیدند : این نزدیکانت که مودت و محبت آنان بر ما واجب شده است چه کسانی هستند فرمود:علی و فاطمه و دو فرزند آنان در جای دیگر رسول خدا می‌فرماید:

اولین چیزی که در روز قیامت از بنده سوال می‌کنند دوستی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 14:31  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

رازخوشبختی

بعضی اعتراض ميکنند چرا فلاني که گنهکاره ومنحرف اما پولداره وخوشبخت
 جواب :خوشبختي حاصل ميشه از عوامل متعدد که يکي از اون ها پوله  عده کمي از پولـدارها همه را با هم دارند
و خيلي  از پولدارها  از يک يا چند عامل  خوشبختي محرومند  منظور از خوشبختي - مجموعه خوشبختيه نه يک عامل
يا اعتراض ميکنند  که چرا خدا فلان ظالم رو عذاب نميکنه   -   جواب : صبـر کــن  يـا پـاسـخـت رو از تاريخ بگـيـر  
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 12:11  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

استرس شغلي و مديريت آن

استرس شغلي و مديريت آن

  در دهه اخير موضوع استرس و آثار آن در سازمانها مورد توجه بسيار واقع گرديده است اگر چه در علم پزشكي مساله فشار عصبي و علل و عوارض آن مدتهاست مورد بررسي و تحقيق قرار دارد اما باب اين بحث در رفتار سازماني تازه گشوده شده است.

عليرغم اين نظر كه استرسهاي مفيد نيز وجود دارد و مقداري از فشارهاي عصبي براي ايجاد تحرك و تلاش در انسان ضروري است ،زماني كه بحث استرس مطرح مي شود بيشتر به عوارض و ضايعات آن توجه شده واسترس مضر و مخل مد نظر قرار نمي گيرد.به هرحال استرس اثرات فراواني بر عملكرد و فعاليتهاي اعضاي سازمان دارد. مديران،كاركنان و ارباب رجوع سازمان تحت تاثير فشارهاي عصبي دچار حالات رواني خاصي مي شوند و دست به اعمالي مي زنند كه مستقيما در باز دهي سازمان منعكس مي گردد.فشارهاي عصبي داراي آثار جسماني نيز هست و از اين طريق هم به سازمان لطمات شديدي مي آورد. استرسهاي حاد نيروي انساني سازمان را هم ضايع مي كند و هدف سازمان را دستخوش تزلزل مي سازد. (سيد مهدي الواني، مديريت عمومي)

عده اي از صاحبنظران رفتار سازماني استرس را بيماري شايع قرن نامگذاري كرده اند.شايد هم به راستي دوران ما عصراسترس و فشارهاي عصبي است ،دوره اي كه در آن انسان بيش از هر زمان ديگري در معرض عوامل موجد استرس قرار گرفته ودر چنين جهان پر هياهويي چگونه مي توان از استرس اجتناب كرد يا به مصاف و مقابله پرداخت؟عوامل موجد استرس چيست و چگونه مي توان آن را مديريت كرد؟

دراين مقاله برآنيم تا استرس شغلي را تعريف و منشا عوامل ايجاد كننده و نشانه هاي آن شناخته شود و سرانجام راههاي مديريت استرس بيان گردد.

استرس شغلی چیست؟
استرس شغلی می تواند به عنوان پاسخهای فیزیکی و احساسی مضر تعریف شود و زمانی رخ می دهد که الزامات شغلی با توانایی ها، منابع یا نیازهای كارمندان مطابقت نداشته باشد. استرس شغلی می تواندبه ضعف سلامت وحتي آسيب ديدن افراد منجرشود. همچنين استرس شغلي به عنوان كنش متقابل بين شرايط كاروويژگيهاي فردي شاغل، ميزان بيش از حد خواست هاي محيط كار و در نتيجه فشارهاي مرتبط با آن است كه فرد بتواند از عهده آن بر آيد.


مفهوم استرس شغلی اغلب با چالش، اشتباه می شود، اما این مفاهیم یکی نیستند. چالش به ما، از نظر روانشناسی و فیزیکی، انرژی می دهد، و ما را تحریک می کند که مهارتهای جدید بیاموزیم و بر شغل خود مسلط شویم. هنگام چالش و تلاش شغلی، احساس آرامش و رضایت داریم. بنابراین، چالش یک جزء مهم برای کار سالم و بهره ور است. اهمیت چالش در زندگی کاری ما، احتمالا ً همان چیزی است که افراد می گویند که “کمی استرس برای شما خوبست”.


دلایل استرس شغلی چیست؟
تقریبا ً همه معتقدند که استرس شغلی، نتيجه تعامل بين فرد شاغل و شرایط کاری اوست. گرچه نقطه نظرات متفاوتي بر اهمیت مشخصات فردی كاركنان در مقایسه با شرایط کاری به عنوان دلیل اولیه استرس شغلی وجود دارد. این نقطه نظرات متفاوت مهم هستند زیرا طرق مختلفی را برای پیشگیری از استرس در کار، پیشنهاد می کنند.


بر طبق یک مكتب فكري، تفاوت در مشخصات فردی مانند شخصیت و شيوه سازگاري فرد، مهم ترین عوامل در ايجاد استرس كاري در افراد است به عبارت دیگر، چیزی که برای یک نفر استرس زاست ممکن است برای دیگری مهم نباشد. این ديدگاه استراتژی های پیشگیرانه اي را به دنبال داشته است كه تمركز بر كارمندان و راههايي براي كمك به آنها براي سازگاري با موقعيتهاي مختلف شغلي است.


گرچه اهمیت تفاوتهای فردی نمی تواند ناديده گرفته شود، شواهد علمی پیشنهاد می کند که برخي شرایط و موقعيتهاي کاری خاص برای اغلب افراد، استرس زا هستند.شواهد موجود از تحقيقات جديد،شرايط و موقعيت محل كاررا در استرس افراد بسيار موثر نشان داده و طراحي مجدد كار را يكي از مهمترين اقدامات پيشگيرانه داشته است.


niosh به*نگرش  استرس شغلی
بر اساس تجربه و تحقیق، niosh با این نظر موافق است که شرایط کاری نقش اساسی در ایجاد استرس شغلی دارد. گرچه، نقش عوامل فردی را انکار نمی کند. بر طبق نظر niosh، در معرض شرایط کاری استرس زا قرار گرفتن می تواند تأثیر مستقیم بر امنیت و سلامت کاركنان داشته باشد. اما همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است، عوامل فردی و سایر عوامل موقعیتی می توانندجهت تقویت یا تضعیف این تاثير مداخله كنند. نمونه هایی از عوامل فردی و موقعیتی که می توانند به کاهش اثرات شرایط کاری استرس زا کمک کنند شامل موارد زیر است:
• تعادل بین کار و خانواده یا زندگی شخصی.
• يك شبکه حمایتی دوستان و همکاران.
• دیدگاه آرام و مثبت.  كارمندان پر استرس ممكن است•  كارمنداني كه استرس و فشار زيادي را تحمل مي كنند•دچار افسردگي يا عصبانيت شوند.   كارمندان ناراضي معمولا پس از•از مرخصي هاي استعلاجي بيشتري استفاده مي كنند.  اينكه مبالغ زيادي روي آموزش آنها سرمايه گذاري مي شود كار راترك، و اين مبلغ مجددا  استرس شغلي بازدهي و بهره وري•بايد بر روي يك كارمند جديد سرمايه گذاري شود.   اشتباهات انجام گرفته توسط كارمندان پر استرس باعث•كاركنان را كاهش مي دهد.   افرادي كه استرس بسيار زيادي را متحمل مي شوند•كارهاي با كيفيت پايين مي شود.  توجه كمتري به انجام كار خود دارند و احتمال اين وجود دارد كه در اثر غفلت از تجهيزات كاري به خودشان يا ديگران آسيب برسانند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 12:4  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

روان شناسی اسلامی(بخش۲)

روان شناسی اسلامی(بخش۲)
علل را واقع بینانه توجیه می نماید و برای پیش گیری و كنترل این كشمكش ها، قوانین و اصول كاملاً مشخص و ضمانت های اجرایی قوی دارد.»[1]
اصول روان شناسی اسلامی علمی است
در مقایسه با روان شناسی نوین كه «در سال 1908 یك روان شناس انگلیسی به نام ویلیام مكدوگال (William mcdugall) روان شناسی را به عنوان علم رفتار تعریف كرد.»[2] رفتاری كه قابل مشاهده علمی و تجربی باشد و «یكی از اشكال هایی كه به روان شناسی اسلامی گرفته می شود این است كه چون وجود روان، فطرت، شهوت و فعل و انفعال های روانی میان آنها قابل لمس نیستند، جنبه علمی ندارند و تنها جنبه هایی كه امكان آزمایش داشته باشند و قابل مشاهده و لمس علمی باشند، علمی هستند. این اشكال به وسیله مكتب های مادی طرح ریزی شد و توسط بعضی از افراد مسلمان كم اطلاع ممكن است تكرار شود، باید به صورت جدی و دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. در این جا به طور اجمال به این اشكال جواب داده می شود؛ مشخصه های عامل حیات در انسان حسی ـ عقلانی هستند.
ما حضور عالم حیات را در تمام ارتباط های خود حس می كنیم، مثلاً وقتی با هم دست می دهیم، مولكول های هر یك را همراه عامل حیات حس می كنیم، در حقیقت اگر بدن ما تنها از مولكول ساخته شده بود امكان حس عمق و سایر انواع حواس اصولاً وجود نداشت و لذا می توانیم بگوییم كه ما عامل حیات را در خود و دیگران لمس می كنیم، منتها این لمس به صورتی نیست كه ما عامل حیات را جدا كنیم و به مدعیان نظریه مكانیستی حیات را نشان دهیم و در این قسمت بعد عقلانی ما باید وارد عمل شود. نكته بسیار اساسی این است كه تمام آموزش های الهی را فقط فطرت های سالم می پذیرند. (پاسخ دیگر) البته باید توجه داشت كه غیر قابل لمس بودن بعضی جنبه های مربوط به روان شناسی، منحصر به نظرات روان شناسی اسلامی نیست، بلكه در مورد اغلب و شاید تمامی مكاتب روان شناسی چنین روندی وجود دارد.»[3]
حرف آخر
همانطور كه روان شناسی نوین علم به معنای اخص (تجربه و آزمایش) است، روان شناسی اسلامی هم علم به معنای اعم (هم با تجربه و آزمایش و هم امور غیر تجربی) است و اصول موضوعه آن نیز مانند سایر مكاتب علمی و وابسته به روش های علمی است. بنابراین با تلاش و كوشش روان شناسان مسلمان می توان فراتر از روان شناسی نوین به علم روان شناسی پرداخت.

[1] . برای توضیح بیشتر ر. ك: همان، ص 106.
[2] . مولر، ترجمه علی محمد كاردان، تاریخ روان شناسی، ص 22.
[3] . دكتر سید ابوالقاسم حسینی، روان شناسی اسلامی برای دانشجویان، 1377 هـ ش، ص 121.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 19:51  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

روان شناسی اسلامی(بخش 1)

روان شناسی اسلامی-۱

سيد تقي قاضوي

مقدمه:

 روشن فكران پیشاهنگ روان شناسی در واقع فیلسوفان باستان هستند، اما سنت و شكل روان شناسی نوین اندكی بیش از صد سال سابقه دارد. صدمین سالگرد روان شناسی نوین در سال 1979 جشن گرفته شد. هرمن ابینگهاوس (herman ebinghaus) روان شناس قرن 19 می گوید: «روان شناسی پیشینه ای دراز اما تاریخچه ای كوتاه دارد.» آنچه كه فلسفه قدیم را از روان شناسی جدید متمایز می سازد و پیدایش یك نظام مستقل را نشان می دهد،‌رویكردها و فنون مورد استفاده است.»[1] و اما «اصطلاح روان شناسی اسلامی تحت عنوان علم النفس الاسلامی برای اولین بار در مقدمه كتاب «الدراسات النفسیه عند المسلمین و الغزالی بوجه خاصه» كه تقریر دكتر احمد فؤاد الاهوانی است و استاد عبدالكریم العثمان تحریر كرده است در سال 1962 آمده است.»[2]
تعریف
ماحصل تعریف روان شناسی اسلامی در سال 1962 كه از طرف دكتر احمد فؤاد الاهوانی مطرح گردید این است كه: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 19:49  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

دین، خاستگاه شادی های پایدار

دین، خاستگاه شادی های پایدار
 
تبیین و ماهیت شادی از منظر دین

دکتر محمود گلزاری:

شادی یعنی بالندگی، نشاط، حرکت و سیلان که در مقابل آن جمود، خمودی، یخ زدگی، رکود و مرداب است. هر موجودی که بخواهد زنده باشد باید به این مفهوم، حرکت داشته و شاد باشد زیرا، نه تنها زندگی مخالف افسردگی، بلکه مساوی شادی و سرور می باشد. اگر در زندگی حرکت، سیلان، بالندگی و نشاط وجود نداشته باشد، اصلاً «زندگی» امکان پذیر نیست. بنابراین چون دین از منبع لایزال حیات سرچشمه می گیرد، پیام آن هم، همان حیات واقعی است. بدین جهت اندیشة دینی قائل به مرگ نبوده و حیات را امری مستمر و جریان دار قلمداد می کند. پیام دین حیات و زندگی است «ولنحیینک حیاة طیبة ». تمام هستی از منظر قرآن در جنبش و حرکت بوده و حتی حرکت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 20:19  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

قرآن و روان‌شناسی

قرآن و روان‌شناسی
 
نویسنده: مسعود آذربایجانی

توجه مثبت بدون شرط یا غیر مشروط از مفاهیم کلیدی روان‌شناسی است که امروزه در مراکز مشاوره و کلینیک‌های بالینی به عنوان یکی از فنون مشاوره به کار می‌رود. «کارل راجرز در سال 1959، مفهوم نیازبه توجه مثبت را مطرح کرد. نیاز به توجه مثبت شامل رفتارهایی چون صمیمیت، دوست داشتن، احترام، همدلی و پذیرش و در نوزاد، به شکل نیاز به عشق و عاطفه نیز دیده می‌شود. اگر والدین، توجهی غیر مشروط و مثبت به کودک داشته باشند و کودک احساس کند که والدین برای او ارزش قایل می‌شوند دلیلی برای انکار تجربیات وجود نخواهد داشت.» (پروین، ج 1، 1372، ص 221)

توجه مثبت بدون شرط از نیاز به تعلق و محبت که از نیازهای اساسی انسان است سرچشمه می‌گیرد. این بحث در میان روان‌شناسان مختلف با عناوین مشابه ذکر شده است: «کارن هورنای» تحت عنوان نیاز به «محبت» و«تصویب وجهه» ذکر می‌کند. «جان بالبی» مفهوم «دلبستگی» را اساس نظریه‌اش قرار داده است و رشد و تحول بهنجار کودک را در پرتو ارضای صحیح نیاز به دلبستگی می‌داند. «مزلو» پس از تأمین نیازهای جسمانی و ایمنی، نیاز به تعلق و محبت را مهمترین نیاز می‌داند. مطابق نظریه راجرز نیز توجه مثبت بدون شرط شامل بازخوردها و برخوردهای گرم و محبت‌آمیز، صمیمیت، پذیرش و مهربانی از طرف دیگران و به ویژه اولیای خود است. توجه مثبت غیر مشروط یعنی واکنش بر مبنای روابط شخص با شخص  و با این احساس صورت می‌گیرد که مربی در هر موقعیتی، فردی ارزشمند است. اگر فرد احساس کند که محبت (=توجه مثبت) را در صورتی دریافت می‌کند که دوست‌داشتنی باشد، احساس تنفر خود را انکار کرده و برای کسب تصویری دوست داشتنی از خود می‌کوشد. در این مورد نه فقط احساس تنفر با خودپنداره‌اش نا‌همخوان است، بلکه فرد را به از دست دادن توجه مثبت نیز تهدید می‌کند. این جاست که تحمیل شرایط ارزش‌گذاری بر وی موجب انکار تجربیات می‌شود و شکافی میان ارگانیزم و خویشتن به وجود می‌آورد (همان).

به نظر می‌رسد آموزه‌های قرآنی و روایی تأکید ویژه‌ای بر توجه مثبت بدون شرط به معنای محبت و صمیمیت و پذیرش انسان‌ها بدون قید و شرط دارد.برخی از آنها را اشاره می‌کنیم:

1. «لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ماعنتم حریص علیکم بالمؤمنین رؤوف رحیم» (توبه / 128).

 آیه در توصیف پیامبر اکرم(ص)، 5 صفت را بیان می‌کند: از خود شماست، رنج شما بر او دشوار، بر هدایت و راهنمایی شما حریص، دلسوز و مهربان است. با اندکی دقت معلوم می‌شود در این آیه پیامبر اکرم(ص) به عنوان یک درمانگر دردهای مردم که بر جراحات و ناراحتی‌های آنان مرهم می‌گذارد: «طبیب دوار بطبه قد احکم مراهمه و احمی مواسمه» (نهج البلاغه / خطبه 169) کسی معرفی می‌شود که گویی پاره‌ای از جان مردم است، به شدت از رنج‌های آنان در عذاب است، به هدایت مردم عشق می‌ورزد و محبت و لطف خود را بر همه مردم دریغ نمی‌کند (ر. ک. تفسیر نمونه، ج 8، ص 205 ـ 208). می‌توان گفت معنای جامع این صفات شدت محبت و توجه مثبت غیرمشروط به مردمان است.

2. «قالوا لئن لم ینته ‌یالوط لتکونن من المخرجین قال انی لعملکم من القالین» (شعراء / 167 و 168)

  این آیه اشاره به مذاکرات حضرت لوط با قوم بدکار خود دارد، هنگامی که حضرت لوط(ع) بر نهی از منکر و نصحیت آنان پافشاری کرد، وی را تهدید به تبعید از شهر نمودند، اما سخن حضرت لوط(ع) صرفا این بود که من با کردار شما به شدت مخالفم، نه با خود شما: «قالین جمع قال از ماده «قلی» به معنی عداوت شدیدی است که در اعماق دل و جان انسان اثر می‌گذارد و این تعبیر شدت نفرت لوط را نسبت به اعمال آنها روشن می‌سازد. جالب اینکه حضرت لوط(ع) می‌گوید: من دشمن اعمال شما هستم. یعنی عداوت و خرده حسابی با شخص شما ندارم. عملتان ننگین است. اگر این اعمال را از خود دور کنید من دوست صمیمیتان خواهم بود.» (تفسیر نمونه، ج 15، ص 324). تفسیر راهنما نیز یکی از دلالت‌های این آیه را چنین می‌داند: «لوطِ پیامبر، دوست مردم و تنها در ستیز با کردار ناشایست آنان است، برداشت یاد شده با توجه به این نکته است که لوط (ع) خود را از عمل قومش بیزار معرفی کرد و نه از خود آنان» (ج 13، ص 200). حتی حضرت لوط آمادگی دارد دختران خود را به همسری آنان درآورد:

«قال یا قوم هؤلاء بناتی هن اطهر لکم» (هود/78).

بنابراین یکی از پیامهای این آیه نیز توجه مثبت غیر مشروط است؛ یعنی می‌توان مردم را دوست داشت امّا با اعمال و کردار آنان مخالف بود. «ان الله یحب العبد و یبغض عمله» یعنی چه بسا خداوند بنده‌ای را دوست دارد ولی عملش را نمی‌پسندد. (نهج البلاغه/خ 154).

3. امام علی بن الحسین(ع): «سبحانک ما اضیق الطرق علی من لم تکن دلیلیه و ما اوضح الحق عند من هدیته سبیله ... فیامن هو علی المقبلین علیه مقبل و بالعطف علیه عاید مفضل و بالغافلین عن ذکره رحیم رؤوف و بجذبهم الی بابه ودود عطوف» (مفاتیح الجنان / مناجات المریدین). در این مناجات که بزرگان ما سفارش بر مداومت آن داشته‌اند در ابتدا می‌فرماید: چقدر راه بر کسی که تو راهنمایش نباشی تنگ و باریک است و چقدر حق آشکار و نمایان است بر آنکه تو هادی او باشی»؛ گویا در این مناجات می‌خواهد طریق الهی را نشان دهد. در اواسط دعا می‌فرماید: «ای کسی که بر روی آورندگان بر او اقبال می‌کنی و بر آنان بازگشت می‌کنی و می‌بخشی و بر غافلین از یاد تو مهربان و رؤفی و با عاطفه و مودت آنان را به سوی خود جذب می‌کنی». مفاد این بخشِ آخر چنان است که خداوند، سرِّ جذب غافلان را چهار صفت اساسی می‌داند که فصل مشترک همة آنها محبت و توجه مثبت بدون شرط است.

آیات و روایات دیگر نیز از این دست فراوان است که می‌توان به آنها تمسک جست. قطعاً سیره پیامبران الهی در هدایت اقوام خود و بویژه سیره و سنت رسول اکرم (ص) در جذب مردم به آستان جانان چیزی جز همین محبت بدون قید و شرط نبوده که بر آزار و اذیت آنان صبر می‌نمودند بلکه نسبت به کسانی که با سنگ از او استقبال می‌کنند زمزمه می‌کرد «اللهم اهد قومی فانهم لا یعلمون» و این توجه مثبت بدون شرط از عشق عمیق به همه مخلوقات الهی سرچشمه می‌گیرد.

در عین حال تذکر یک نکته لازم است که توجه مثبت بدون شرط به معنای زیر قابل قبول نیست: «توجه مثبت بدون شرط زمانی است که فرد بداند تجارب شخصی او یعنی احساسات، افکار، تمایلات و سایر تجارب درونی وی از جانب اشخاص دیگر به صورتی مثبت و بدون قید و شرط پذیرفته می‌شود و این توجه و رعایت زمانی صورت عملی به خود می‌گیرد که تمامی تجارب شخصی بار ارزشی مساوی داشته باشد؛ یعنی زمانی که هیچگونه شرایط ارزشی بر فرد تحمیل نشود» (مکاتب روان‌شناسی و نقد آن، ج 2 ص 443). در حالیکه به نظر می‌رسد گاه تجارب، نه تنها دارای ارزش نیستند بلکه دارای بار ارزشی منفی‌اند و نمی‌توان گفت هر چه را که شخصی ارزش می‌داند درست یا مورد قبول است و دیگران هم باید بپذیرند. بنابراین با وجود پذیرش کلی مراجع و احترام و حرمت‌گذاری به او، می‌توان نسبت به ارزشها و تجارت منفی وی از جهات اخلاقی (پس از ایجاد زمینه‌سازی و فضای روانی مساعد) تذکر داد و او را نسبت به راه خطا و طریق ناصواب متنبه ساخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 20:11  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  | 

نقش باورهاي ديني در بهداشت روانی

تعریف بهداشت روانی

«بهداشت روانی؛ یعنی داشتن احساس آرامش و امنیت درون و به دور بودن از اضطراب، افسردگی و تعارض های مزمن روانی. از منظر دیگر، بهداشت روانی؛ یعنی بهره مندی از سلامت ذهن و اندیشه و تفکر. درصد قابل توجهی از بیماری های جسمانی، ریشه روان شناختی دارند و بهره مندی از بهداشت روان می تواند بر سلامت جسم اثر مثبتی داشته باشد. از آن سو، سلامت جسم نیز بستر مناسبی برای رسیدن به احساس امنیت درون و سلامت ذهن و روان است».

نوع نگرش و باورهای آدمی درباره زندگی و محیط پیرامون خود و نیز تعهدات ارزشی و ویژگی های زندگی فردی و اجتماعی انسان، در بهره مندی از بهداشت روانی مطلوب بسیار اثر گذارند.

بهداشت روانی، قوانین مربوط به سلامت عاطفی را در برمی گیرد، به گونه ای که فرد بتواند مشکلات را به آرامی پشت سرگذارد؛ به شرط آنکه بداند چگونه از فشارهای روانی و نگرانی پیش گیری کند. کارشناسان سازمان بهداشت جهانی از «بهداشت روانی» به «سلامت روان و فکر» تعبیر کرده اند و می گویند: «سلامت فکر، عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب».

پیام متن:

1. بهداشت روان، برابر با سلامت روان و امنیت درون است که بر اثر آن، آدمی از نگرانی و افسردگی نجات می یابد.

2. میان بهداشت روانی و ارتباط موزون با جامعه و اصلاح محیط، ارتباط تنگاتنگ وجود دارد.

سلامت روان در پرتو پای بندی به آموزه های دینی

یکی از مهم ترین مسائل دین اسلام، توجه به بهداشت و سلامت...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 19:42  توسط سیدغلامعباس طاهرزاده  |